این خودیار چطور میتواند به تو کمک کند؟
«اگر...، پس...» یک ابزار تعاملی مبتنی بر برنامه اگر آنگاه است. اگر کاری را واقعاً تصمیم گرفتهای انجام بدهی اما در لحظه مناسب یادت میرود، شروعش عقب میافتد یا تصمیم هر بار باید دوباره گرفته شود، این ابزار کمک میکند یک موقعیت مشخص را به یک کار مشخص وصل کنی: «اگر این موقعیت پیش آمد، پس این کار را انجام میدهم.» بعد میتوانی ببینی این برنامه در زندگی واقعی چقدر اجرا شده و در صورت نیاز آن را دقیقتر کنی.
چه چیزی روشنتر میشود؟
ممکن است دقیقاً بدانی چه کاری میخواهی انجام بدهی، اما هنوز مشخص نباشد چه زمانی، در چه موقعیتی یا بعد از چه اتفاقی باید شروعش کنی.
در این ابزار روشنتر میشود چه موقعیتی میتواند علامت شروع مناسبی برای تو باشد، کاری که قرار است انجام بدهی چقدر مشخص و قابلاجراست و آیا بین آن موقعیت و رفتارت پیوند روشنی ساختهای یا نه.
همچنین بعد از امتحانکردن برنامه میتوانی بفهمی مشکل کجا بوده است: موقعیت اصلاً پیش نیامده، بهموقع متوجه آن نشدهای، برنامه یادت رفته یا بخش «پس» بیش از حد دشوار یا مبهم بوده است.
در این خودیار چه کار میکنی؟
اول کاری را مشخص میکنی که از قبل تصمیم گرفتهای انجامش بدهی. ابزار قرار نیست برایت هدف انتخاب کند یا متقاعدت کند کاری را انجام بدهی.
بعد یک موقعیت مشخص برای بخش «اگر» انتخاب میکنی؛ چیزی که بتوانی وقوعش را تشخیص بدهی، مثل یک زمان، مکان، اتفاق یا کار دیگری که قبل از آن رخ میدهد.
سپس بخش «پس» را میسازی: یک رفتار مشخص که وقتی آن موقعیت پیش آمد انجام میدهی.
در پایان برنامهات را به شکل یک جمله روشن میبینی:
اگر [موقعیت مشخص] پیش آمد، پس [کار مشخص] را انجام میدهم.
بعد آن را در زندگی واقعی امتحان میکنی و ثبت میکنی که آیا موقعیت پیش آمد و آیا کار تعیینشده انجام شد یا نه. بر اساس نتیجه، برنامه را نگه میداری یا بخش «اگر» یا «پس» را اصلاح میکنی.
این همان منطق مرکزی Implementation Intentions است؛ پژوهشها نشان میدهند پیوند یک موقعیت مشخص با یک پاسخ مشخص میتواند دسترسی ذهنی به نشانه و ارتباط cue–response را تقویت کند.
در موقعیتهای واقعی چه کاربردی دارد؟
برای کارهایی که میدانی میخواهی انجامشان بدهی، اما اجرای آنها در زمان مناسب قابلاعتماد نیست.
مثلاً تصمیم گرفتهای بعد از شام دارویت را بخوری، بعد از رسیدن به خانه ۱۰ دقیقه پیادهروی کنی، قبل از بازکردن شبکههای اجتماعی کار مشخصی را انجام بدهی، بعد از نشستن پشت میز مطالعه را شروع کنی، یا در یک موقعیت مشخص بهجای واکنش همیشگی رفتار دیگری انجام بدهی.
«اگر...، پس...» بیشتر برای اجرای تصمیم است، نه انتخاب خود تصمیم. این تمایز مهم است.
آیا این خودیار برای تو مناسب است؟
این خودیار میتواند برای تو مناسب باشد اگر:
- همان ساختاری که برای دو ابزار قبلی تثبیت کردیم:
- اگر کاری هست که واقعاً تصمیم گرفتهای انجامش بدهی؛
- اگر میدانی چه میخواهی، اما شروعکردن آن در زمان مناسب سخت میشود؛
- اگر گاهی انجام کاری که تصمیم گرفتهای از یادت میرود؛
- اگر در لحظه دوباره با خودت وارد بحث میشوی که «الان انجامش بدهم یا نه»؛
- اگر یک موقعیت تکرارشونده وجود دارد که میتواند علامت شروع کارت باشد؛
- اگر میخواهی تصمیم کلیات را به یک برنامه مشخص و قابلامتحان تبدیل کنی؛
- «اگر...، پس...» میتواند برایت مناسب باشد.
- لازم نیست برای همه کارهای زندگی برنامه بسازی. کافی است یک کار مشخص را که از قبل تصمیم گرفتهای انجام بدهی به یک موقعیت روشن وصل کنی و ببینی این پیوند در زندگی واقعی چطور کار میکند.